ترنج

دونالد ترامپ

۴۳۹۶ مطلب

  • هم‌زمان با آماده‌سازی مسقط برای دور تازه گفت‌وگوهای تهران–واشنگتن، آمریکا با اعزام ناوهای هواپیمابر و تقویت حضور نظامی در غرب آسیا، راهبرد «مذاکره از موضع قدرت» را دنبال می‌کند. ترامپ توافق را ترجیح می‌دهد، اما شروط سخت‌گیرانه را حفظ کرده و گزینه نظامی را منتفی نمی‌داند. در مقابل، نتانیاهو تلاش می کند با برجسته‌سازی تهدید موشکی ایران، واشنگتن را به تشدید فشار یا اقدام عملی سوق دهد. آینده مذاکرات میان دیپلماسی، بازدارندگی و رقابت راهبردی تل‌آویو و تهران در نوسان است.

  • رئیس‌جمهور آمریکا با تکرار مواضع سخت‌گیرانه خود درباره ایران اعلام کرد در صورت ارائه «توافقی درست و واقعی» از سوی تهران، واشنگتن دست به حمله نخواهد زد؛ او در عین حال با رد هرگونه غنی‌سازی از سوی ایران، مدعی شد که مذاکرات با ایران دهه‌هاست ادامه دارد و بهترین سناریو، «تغییری اساسی» در این کشور خواهد بود.

  • انقضای پیمان «نیو استارت» نماد فرسایش نظم هسته‌ای مبتنی بر اعتماد و راستی‌آزمایی است. نویسنده استدلال می‌کند رویکرد معاملاتی و مقطعی دونالد ترامپ سازوکارهای کاهش عدم‌قطعیت را تضعیف کرده و خطر سوءمحاسبه و مسابقه تسلیحاتی را افزایش داده است. با حذف بازرسی‌ها و تبادل داده‌ها، «زمان نهادی» جای خود را به «زمان معامله‌ای» داده؛ جایی که نتیجه لحظه‌ای بر دوام توافق می‌چربد و اعتبارِ انباشتی قربانی سود کوتاه‌مدت می‌شود.

  • در میانه جشن‌های سالگرد انقلاب، نمایش موشکی ایران و آزمایش ضدبالستیک اسرائیل هم‌زمان با مذاکرات دشوار تهران–واشنگتن، نبردی فراتر از گفت‌وگوی فنی را رقم زده است. ترامپ به‌دنبال «معامله‌ای بزرگ» بدون ورود به جنگ است؛ ایران توافقی آبرومندانه می‌خواهد که تسلیم تلقی نشود. اسرائیل گنجاندن موشک‌های بالستیک را شرط امنیت وجودی خود می‌داند. پیشنهادهای هسته‌ای ایران با فشار تحریم‌ها همراه است، اما گره موشکی می‌تواند توازن شکننده مذاکرات را بر هم زند.

  • توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ که زمانی نماد گشایش تاریخی میان ایران و غرب بود، امروز بیش از هر چیز به فرصتی از دست‌رفته شباهت دارد. بن‌بست دیپلماتیک، بی‌اعتمادی متقابل، بازی فرسایندهٔ تحریم و غنی‌سازی، و تفسیرهای متضاد از «روح توافق» مانع هرگونه پیشرفت شده‌اند. در این میان، چرخش آرام کشورهای عربی و هراس مشترک از جنگ، تنها عامل مهارکنندهٔ تنش است؛ هرچند فشارهای سیاسی، تهدید نظامی و رقابت‌های منطقه‌ای همچنان مسیر تقابل را زنده نگه داشته‌اند.

  • «ترامپ می خواهد بداند که آیا ناو آبراهام لینکلن می تواند از بارانِ موشک های هایپرسونیک ایرانی جان سالم به در ببرد یا خیر؟ آیا ایران با کمک تجهیزات راداری چینی که در اختیار دارد می تواند ضربه ای جدی را به جنگنده های اف 35 بزند یا خیر؟ حقیقت ماجرا این است که واقعیت های ژئوپلیتیکی بسیار تلخ‌تر از لفاظی هایی هستند که ایراد می شوند. ایران یک بازیگر قوی است که زرادخانه ای بزرگ از تسلیحات مرگبار در اختیار دارد.»

  • «ترامپ در رابطه با جنون خود به ویژه در مورد رسانه ها، شیوه و سبک خاصی دارد. وقتی ترامپ و متحدانش هرکاری می کنند تا میلیون ها آمریکایی را قانع کنند که به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران اعتماد نکنند، این مساله عملا بسترهای مساعدی را برای آنها ایجاد می کند تا هر دروغی را بگویند و هر حرکت غیرقانونی را انجام دهند. آن ها در همین فضا، تبلیغات فریبکارانه خود را به پیش می برند.»

  • «هر حمله ای به ایران به احتمال زیاد روند بازرسی های هسته ای در این کشور را به کل پایان خواهد داد و بُعد تسلیحاتی توان هسته ای ایران را برجسته می کند و منطقه را درگیر تنش های دائمی خواهد کرد.»

  • این یادداشت با مقایسه فضای سیاسی امروز آمریکا با نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما، استدلال می‌کند نظم لیبرال‌دموکراتیک دچار فرسایش شده و «قدرت عریان» جایگزین قواعد چندجانبه شده است. نویسنده اقدامات ترامپ را نمونه‌ای از پیوند قدرت رسمی با ایدئولوژی پوپولیستی و شبکه‌های نیمه‌رسمی می‌داند؛ جایی که رئیس‌جمهور هم‌زمان مجری قانون و بازیگر شورشی علیه همان ساختار ظاهر می‌شود. نویسنده همچنین نشان می‌دهد جهان پسالیبرال نه فاقد ایدئولوژی، بلکه آکنده از ایدئولوژی‌های سخت‌گیرانه و ملی‌گرایانه است.

  • تحولات اخیر نشان می‌دهد تهران ضمن تأکید بر دیپلماسی، توافق را منوط به عدالت، توازن و حفظ حاکمیت می‌داند. هم‌زمان، سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن و فشار برای گنجاندن برنامه موشکی ایران در مذاکرات، بیانگر تلاش تل‌آویو برای اثرگذاری بر چارچوب توافق احتمالی است. آمریکا نیز هم‌زمان مذاکره و فشار نظامی را پیش می‌برد، اما هزینه‌های داخلی و منطقه‌ای، احتمال جنگ فراگیر را کاهش داده است.

تبلیغات